حسين مروج

520

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

مهر المثل - مهرى كه مردم از روى عادت به مثل اين زن قرار مىدهند . كشّاف ؛ معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : در صورت اختلاف زوجين در تعيين و عدم مهريه ، منكر سوگند مىخورد و در اين صورت مهر المثل ثابت مىشود . شرح لمعه ، كتاب نكاح مهر نسائها - مهرى كه مردم عادتا به دختران هم سن و سال اين زن قرار مىدهند . موارد استعمال : ازالهء بكارت به وسيلهء انگشت ( افتضاض ) موجب مهر نسائها مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود مهزول - لاغر ، ضعيف . در عرف فقيهان ، حيوانى را گويند كه در كليهء آن پيه نباشد . موارد استعمال : قربانى در حج غير مهزول بايد باشد . شرح لمعه ، كتاب حج مهلّل - كسى است كه جملهء مباركهء « لا إله الّا اللّه » به زبان آورد . موارد استعمال : با تهليل مهلّل در جاى بلند ساير موجودات با او هم صدا مىشوند . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 179 مياسر - طرف چپ . جمع ميسره است . مجمع البحرين موارد استعمال : ميامن صفهاى نماز جماعت بر مياسر آن فضيلت زياد دارد . الكافى ، ج 3 ، ص 372 ميامن - طرف راست . جمع ميمنه است . مجمع البحرين ؛ المنجد موارد استعمال : ميامن صف‌هاى نماز جماعت نسبت به مياسر با فضيلت‌تر مىباشد . الكافى ، ج 3 ، ص 372 ميتة السّوء - حالت سوء و بدى ( مانند نسيان ذكر الهى ، كفران نعمت خداوند ، احساس درد شديد ) را گويند كه انسان در حال مرگ با آن روبرو مىشود . مجمع البحرين موارد استعمال : صدقه از انسان ميتة السوء را دفع مىكند . الكافى ، ج 4 ، ص 5 ميتة المأكول - حيوان حلال گوشت كه بدون ذبح شرعى مرده باشد . موارد استعمال : جايى كه اكل ميته جايز باشد ميتة المأكول مقدم است . شرح لمعه ، كتاب اطعمه و اشربه ميّتين - دو نفر مرده . موارد استعمال : يك نماز بر ميّتين كفايت مىكند . جواهر الكلام ، ج 12 ، ص 76 ميراث - ارث ، ماترك . در عرف فقها ، 1 ) استحقاق مالى بالاصاله به وسيلهء مرگ ديگرى كه بين آنها نسبت نسبى و يا سببى وجود دارد ميراث ناميده مىشود . 2 ) مالى را گويند كه به وسيلهء مرگ ديگرى مستحق آن مىشود . موارد استعمال : كتاب الميراث يكى از كتابهاى فقهى است . شرح لمعه ، كتاب ارث ميراث فاقد الوارث - اموال متوفايى است كه وارث قانونى ندارد . موارد استعمال : ميراث فاقد الوارث به امام عليه السّلام داده مىشود . شرح لمعه ، كتاب ارث ميزاب - ناودان ، جمع آن ميازيب